قصاص

قصاص در لغت به معنی مجازات و تلافی است و در اصطلاح فقهی قصاص، عملی است که علیه جانی انجام می شود دقیقا شبیه عملی که جانی علیه مجنی علیه انجام داده است.

 

شرایط عمومی ثبوت قصاص

ثابت شدن قصاص بر ذمه شخص شرایطی دارد که در صورت نبود هر یک از آنان قصاص منتفی می شود. در ذیل این شروط را به صورت مختصر بررسی می کنیم.

تساوی دین

طبق قانون مجازات اسلامی اگر شخص مجنی علیه (کسی که جنایت علیه او واقع شده است) مسلمان و شخص جانی غیر مسلمان باشد، جانی قصاص می شود اما اگر شخص مجنی علیه غیر مسلمان (کافر) و جانی مسلمان باشد، جانی قصاص نمی شود ولی باید دیه پرداخت کند همچنین به دلیل اینکه قتل از جرائمی است که علاوه بر جنبه شخصی، جنبه عمومی هم دارد قاتل مسلمان به حبس تعزیری 3 تا 10 سال محکوم می شود.

فقدان رابطه پدری

اگر جانی، پدر یا جد پدری مجنی علیه باشد قصاص نخواهد شد منتها به پرداخت دیه و حبس تعزیری 3 تا 10 سال محکوم می شود. سایر اقوام نسبی یا سببی از این امتیاز محروم هستند و در صورت ارتکاب جنایت محکوم می شوند حتی اگر شخص جانی مادر مجنی علیه باشد.

شخصی که مرتکب جنایت شده و ادعا می کند که پدر یا جد پدری مجنی علیه است باید این موضوع را در دادگاه ثابت کند در غیر این صورت قصاص با سوگند ولی دم، مجنی علیه یا ولی او اثبات می شود.

در مورد پدر و جد پدری تساوی دین لازم نیست به عبارت دیگر اگر پدر کافری فرزند مسلمان خود را به قتل برساند، قصاص نمی شود.

تساوی در عقل

اگر شخص عاقلی، دیوانه ای را به قتل برساند قصاص نمی شود منتها همانطور که در دو مورد قبل بیان شد این شخص باید دیه پرداخت کند همچنین به حبس تعزیری 3 تا 10 سال نیز محکوم می شود.

 

قصاص کیفری

 

شرایط لازم برای قصاص عضو

در قصاص عضو، جانی به هر عضوی از اعضا مجنی علیه که آسیب رسانده باشد، قصاص نسبت به همان عضو در بدن جانی انجام می شود.

تساوی اعضا در سالم و کامل بودن

اگر عضوی که به آن آسیب وارد شده است عضو سالمی باشد مثلا دست راست سالم مجنی علیه توسط جانی قطع شود قصاص اینگونه اجرا می شود که دست راست سالم جانی هم به همان میزان قطع می شود. حال اگر در این مثال دست راست جانی معیوب و ناقص باشد، قصاص نسبت به آن اجرا شده و مرتکب (جانی) باید دیه هم پرداخت کند.

نوع دیگر زمانی است که عضو مجنی علیه که نسبت به آن جنایت واقع شده است معیوب باشد و همان عضو در بدن مرتکب سالم و کامل باشد در این حالت عضو سالم جانی در برابر عضو معیوب مجنی علیه قصاص نمی شود.

معیار تشخیص عضو سالم در برابر عضو معیوب و ناقص براساس عرف مشخص می شود. عضو ناقص عضوی است که بخشی از آن به هر دلیلی از بین رفته باشد مثل دستی که چند انگشت ندارد. عضو ناسالم یا معیوب عضوی است که منفعت اصلی خود را ندارد مثل دست یلا پایی که فلج است یا چشمی که بینایی ندارد. در غیر این صورت اگر عضو، بیمار یا ضعیف هم باشد سالم محسوب شده و قصاص می شود. مثل چشمی که دوربین یا نزدیک بین است.

تساوی اعضا در اصلی بودن

اگر مرتکب عضو زائد شخص مثل انگشت ششم را قطع کند قصاص نشده و به پرداخت ارش محکوم می شود، مگر خود نیز عضو زائدی داشته  باشد.

ارش ما به تفاوت عضو سالم و معیوب است. دیه ای است که میزان آن در شرع و قانون مشخص نشده و توسط کارشناس دادگاه معلوم می شود.

تساوی در محل عضو مجروح یا مقطوع

قصاص دقیقا نسبت به همان عضوی اجرا می شود که نسبت به آن جنایت واقع شده باشد. مثلا اگر جنایت نسبت به دست راست مجنی علیه واقع شود باید دست راست جانی قطع شود. حال اگر جانی دست راست نداشته باشد، دست چپش قطع می شود، دست چپ هم نداشته باشد پایش را قطع می کنند.

عدم تلف جانی یا عضو دیگر وی

اگر در زمان اجرا قصاص بیم آن رود که عضو دیگر جانی نیز آسیب ببیند یا جانی فوت کند، قصاص متوقف شده و جانی باید دیه پرداخت کند.

بیشتر نشدن قصاص از جنایت

باید میزان قصاص با جنایت وارده برابر باشد برای تساوی در این موضوع حدود جنایت باید کامل اندازه گیری شده و مرتکب به همان میزان مجازات شود نه بیشتر از آن. اگر امکان رعایت تساوی وجود نداشته باشد به جای قصاص دیه پرداخت شود.

 

قصاص کیفری

 

شرایط اجرا قصاص

تقاضا مجنی علیه یا اولیا دم

قصاص در صورتی اجرا می شود که ذینفع در خواست اجرا آن را در دادگاه مطرح کند. ذینفع در جنایت علیه اعضا، خود مجنی علیه و در قتل، ولی دم او خواهد بود.

در واقع ولی دم وراث مجنی علیه غیر از زوج و زوجه خواهند بود. اگر کسی که به عنوان ولی دم حق قصاص دارد، قبل از قصاص فوت کند، این حق به وراث او منتقل می شود. اگر تنها وارث مجنی علیه هنوز به دنیا نیامده باشد تا زمان تولد او صبر می کنند جنین اگر زنده متولد شد ولی دم محسوب می شود.

اذن مقام معظم رهبری

قصاص از جرائمی است که جنبه عمومی داشته و اجرا آن نیازمند رعایت اصول و مقررات خاصی است به همین دلیل قانون مجازات اسلامی اجرا آن را منوط به اذن رهبری یا نماینده او کرده است.

اذن مجنی علیه یا اولیا دم

همانطور که حکم قصاص با درخواست مجنی علیه یا اولیا وی صادر می شود، اجرا آن نیز به عهده آنها است.

اگر شخصی به غیر از اولیا دم جانی را قصاص کند مجازات شده و به قصاص محکوم می شود ولی اگر یکی از اولیا دم، قاتل را قصاص کند او قصاص نمی شود فقط باید سهم دیه سایر اولیا دم را بپردازد.

حال اگر شخصی به گمان این که قاتل مهدورالدم است او را به قتل برساند، قصاص نمی شود و تنها به مجازات تعزیری دیه و زندان محکوم می شود.

مهدورالدم به کسی گفته می شود که خون او هدر است یعنی قانون از او حمایت نکرده و کشتن وی قصاص و دیه نخواد داشت در مقابل محقون الدم قرار دارد یعنی شخصی که خونش پاک و حلال بوده و قانون از وی حمایت می کند بنابراین قتل این شخص دیه و قصاص دارد.

افراد مهدورالدم به دو دسته تقسیم می شوند مهدورالدم نسبی و مطلق. مهدور الدم نسبی یعنی کسی که قصاص او فقط توسط اولیا دم یا مجنی علیه قصاص و دیه ندارد ولی مهدورالدم مطلق یعنی کسی که قانون به هیچ وجه از او حمایت نکرده و هر کس او را به قتل برساند قصاص نمی شود.

پرداخت تفاضل دیه

در برخی از موارد، برای اجرای قصاص لازم است که مجنی علیه یا اولیا دم او به جانی یا اولیا دیگر مبلغی را تحت عنوان تفاضل دیه بپردازند.

تفاضل دیه باید قبل از اجرا قصاص به مرتکب پرداخت شود، این پول جز اموال وی بوده و می تواند در آن تصرف کند. بعد از پرداخت تفاضل دیه با اذن مقام معظم رهبری قصاص اجرا می شود

اگر مقتول یا اولیا دم وی از قاتل طلبی داشته باشند می توانند مبلغ آن را به عنوان تفاضل دیه محاسبه کنند و برای اینکار به اجازه قاتل نیازی نیست.

موارد پرداخت تفاضل دیه

طبق قانون دیه زن مسلمان نصف مرد مسلمان است پس در صورتی که مرد مسلمانی زنی را به قتل برساند، اولیا دم زن باید نصف دیه مرد را به او بپردازند تا بتوانند قصاص را اجرا کنند.

مورد دیگه زمانی است که یکی از اولیا دم درخواست قصاص و سایرین درخواسته دیه دارند یا قصد دارند قاتل را ببخشند در اینجا شخصی که خواهان قصاص است باید سهم دیه سایر اولیا دم را بپردازد.

طبق قانون مجازات اسلامی اگر خواهان قصاص در مورد جرمی که باعث جریحه دار شدن احساسات عمومی و بهم خوردن نظم جامعه شده باشد توان پرداخت تفاضل دیه را نداشته باشد این پول از بیت المال پرداخت می شود.

عدم آزار رسانی به جانی

قصاص باید طبق قانون و با روشی انجام شود که کمترین آسیب را به جانی برساند. در غیر این صورت اعمالی که به جانی اسیب برساند مجازات دارد اعمالی مثل مُثله کردن (تکه تکه کردن جانی پس از قصاص).

لوازمی که با آن قصاص انجام می شود نیز باید تیز، غیر آلوده و مناسب قصاص باشد همچنین نباید مرتکب بیش از میزان جنایت، قصاص شده و رنج بکشد.

قصاص در حالی انجام می شود که جانی به هوش بوده و عضو او نیز بی حس نباشد اما مداوا و بی هوش کردن جانی پس از قصاص یا بی حس کردن عضو او جایز است.

 

قصاص کیفری

 

موانع اجرا قصاص

موارد مانع اجرا قصاص موارد موقتی هستند که پس از برطرف شدن آنها قصاص اجرا می شود.

باردار بودن زن محکوم به قصاص

قصاص نسبت به زنی که مرتکب جنایت شده ولی باردار است تا بعد از زایمان و تا زمانی که زنده بودن نوزادش وابسته به زندگی او است اجرا نمی شود اعم از اینکه قبل یا بعد از جنایت باردار شده یا حمل او مشروع یا غیر مشروع باشد.

عدم دسترسی به جانی

اگر جانی محکوم به قصاص فرار کرده باشد حکم او تا زمان دستگیری دوباره اش متوقف می شود.

موارد سقوط قصاص

بخشیدن جانی

یکی از موارد سقوط قصاص بخشش جانی است. این بخشش از سمت مجنی علیه یا اولیا دم وی انجام می شود و قابل رجوع نخواهد بود یعنی پس از بخشش دیگر امکان قصاص جانی وجود ندارد و اگر مجنی علیه یا اولیا دم پس از بخشش، جانی را قصاص کنند خود نیز به مجازات قصاص محکوم خواهند شد.

از بین رفتن محل قصاص

این مورد زمانی اتفاق می افتد که جانی قبل از قصاص فوت کند یا فرار کرده و هرگز دستگیر نشود.