قرارداد صلح

صلح طبق قانون مدنی برای دو منظور واقع می شود اول برای رفع منازعه و اختلاف بین طرفین، دوم به عنوان عقدی با شرایط و ویژگی های مختص به خود، که هر دو آن ها را در زیر برای شما توضیح می دهیم.

 

صلح در مقام رفع اختلاف

گاهی دو نفر که با هم دچار نزاع یا اختلاف شده اند تصمیم می گیرند برای حل این اختلاف و نزاع با هم صلح کنند. مثلا خانواده مقتول زمانی که به جای اعدام با دریافت دیه از خانواده قاتل رضایت می دهند، در واقع با قاتل قرارداد صلح تنظیم می کنند.

در قراردادهای صلحی که برای پایان دادن به اختلافات تنظیم می شوند. هیچ یک از طرفین نمی توانند عقد صلح را بر هم بزنند، مگر یکی از طرفین به تعهد خود عمل نکرده باشد یا در قرارداد حق برهم زدن برای طرفین یا یکی از آنها وجود داشته باشد.

عقد صلح در این مورد عقد معوض محسوب می شود. به عبارت دیگر وقتی دو نفر عقد صلحی را منعقد می کنند، در واقع از حق اقامه دعوا خود گذشته و هر یک از آنها از برخی از ادعاها و امتیازات خود در برابر دیگری می گذرد.

وقتی یکی از طرفین اختلاف درخواست صلح می کند، به این معنا نیست که ادعاهای طرف مقابل را پذیرفته و خود را مقصر می داند. در نتیجه نباید از پیشنهاد شخص سو برداشت کرد.

اگر شخصی به وکالت از دیگری دعوا یا نزاعی را پیگیری کند، نمی تواند آن دعوا را به صلح خاتمه دهد مگر از طرف موکل خود این اجازه را داشته باشد.

 

صلح در مقام معامله

قرارداد صلح یکی از عقود قانون مدنی بوده که البته در بین عموم مردم تا حدودی ناشناخته مانده و افراد از شرایط، نحوه تنظیم و شاید مزیت های آن اطلاعی ندارند.

در ادامه عقد صلح و شرایط تنظیم آن را برای شما شرح دهیم.

 

عقد صلح

یکی از ویژگی های منحصر به فرد این عقد این است که شما می توانید آن را به جای سایر عقود منعقد کنید. البته این عقد نمی تواند جایگزین تمام عقد شود و صرفا می توان عقد بیع، اجاره، هبه، عاریه و ابرا را در قالب صلح منعقد کرد.

برای مثال به جای عقد بیع (خرید و فروش) شما می توانید قرارداد صلح در مقام بیع تنظیم کنید. این کار باعث تغییر برخی قواعد عقد بیع می شود.

فرض کنید دو نفر در یک ملک مشاع شریک هستند و یکی از آن دو سهم خود را به ثالث می فروشد.

در اینجا برای شریک دیگر حقی به نام اخذ به شفعه ایجاد شده و او می تواند با این حق سهم فروخته شده به ثالث را با پرداخت قیمت آن از او پس بگیرد.

در همین مثال اگر شریک سهم خود را با عقد صلح به ثالث منتقل کند، برای شریک دیگر حق اخذ به شفعه ایجاد نمی شود.


 

ارکان صلح

منظور از رکن در عقود همان شرایط لازم برای تنظیم عقد است و اگر هر یک از این شرایط وجود نداشته باشد عقد واقع نمی شود. در قرارداد صلح 4 رکن به شرح ذیل وجود دارد.

مُصالح : کسی است که مال خود را در عقد صلح به دیگری می دهد.

مُتِصالح : کسی است که مال را در قرارداد صلح قبول می کند.

مورد صلح : مالی است که در قرارداد صلح مورد معامله قرار می گیرد.

وجه الصلح : پول یا مالی است که در ازا واگذاری مور صلح به مصالح پرداخت می شود.

 

صلح بلاعوض

قرارداد صلح می تواند به صورت رایگان تنظیم شود. به این صورت که در مقابل مورد صلح هیچ پولی به مصالح پرداخت نشود.

 

صلح محاباتی

صلح محاباتی به قرارداد صلحی گفته می شود که دو عوض آن با هم برابر نبوده و یکی از آنها ناچیز باشد. مثلا صلح یک قطعه زمین در برابر یک شاخ نبات.


 

شرایط انعقاد عقد صلح

برای تنظیم عقد صلح شرایط زیر لازم است.

اهلیت : دو طرف قرارداد صلح باید اهلیت انجام معامله را داشته باشند یعنی عاقل، بالغ و رشید باشند. علاوه بر آن شخصی که قصد دارد اموال خود را صلح کند (مصالح) باید از نظر قانونی اهلیت در تصرف نیز داشته باشد، مثلا شخص ورشکسته اهلیت در تصرف ندارد و نمی تواند اموال خود را معامله کند. همینطور شخص مرتهن نیز که مال خود را نزد دیگری به رهن گذاشته است نمی تواند آن را صلح کند.

مشروعیت : صلح کردن برای موضوع غیر مشروع، باطل است. مثلا افراد نمی توانند برای نوشیدن شراب با هم صلح کنند.

فرار نکردن از دین : اگر شخصی برای فرار از پرداخت دیون خود مال خود را به دیگری صلح کند، این قرارداد باطل بوده زیرا جهت و هدف از تنظیم آن باطل است.

معامله اموال شخصی : در عقد صلح شخص تنها می تواند اموال خود را به دیگری منتقل کند، انتقال اموال غیر یا اموال دولتی تحت قرارداد صلح باطل است.

 

آثار عقد صلح

عقد صلح یکی از عقود لازم در قانون مدنی است. عقود لازم عقودی هستند که پس از تنظیم از طرف هیچ یک از طرفین معامله قابل فسخ نیستند. در مقابل عقود جایز قرار دارند که در این عقود طرفین هر زمان که بخواهند می توانند عقد را فسخ کنند.

ما می توانیم برخی از عقود جایز و لازم را در قالب عقد صلح منعقد کنیم. اما لازم به ذکر است که  اگر عقد جایزی مثل عقد هبه در قالب عقد صلح منعقد شود تبدیل به عقد لازم شده و دیگر قابل فسخ نخواهد بود.

علاوه بر آن انعقاد عقود در قالب عقد بیع ممکن است باعث تغییر سایر شرایط نیز شود مثلا در عقد هبه در حالت عادی قبض (تحویل) مال هبه شده از شرایط اساسی عقد است اما اگر هبه در قالب صلح تنظیم شود این ویژگی را از دست می دهد.


 

انواع صلح

صلح عمری قراردادی است که بر اساس آن شخص، استفاده از مال خود را برای مدت عمر خود، مدت عمر طرف مقابل یا شخص ثالثی به دیگری صلح می کند.

صلح رقبی قراردادی است که بر اساس آن شخص مالک حق استفاده از مال خود را برای مدت معینی به دیگری می دهد.

 

ابطال صلح

اگر صلح در قالب بیع، اجاره یا سایر عقود باشد، در صورتی باطل تلقی می شود که یکی از شرایط اساسی عقد در آن رعایت نشده باشد مثلا یکی از طرفین اهلیت تنظیم معامله را نداشته باشد.

اگر بعد از تنظیم عقد بیع، طرفین قرارداد صلحی را تنظیم کنند تا اگر در قرارداد بیع دچار اختلاف شدند طبق قرارداد صلح باهم صلح کنند، قرارداد صلح تابع عقد بیع شده و در صورت بطلان بیع، آن نیز باطل می شود.


 

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد